گل سرخ
برای خواهرم
خواهرم!
سالها ست که درکرانه دوردست ترین دریای پرازخرچنگ
برگهای علف را به هم بخیه میزنی
ماه ورق میخورد
برگها ورق میخورد
فلس ماهیها دریاعوض میکنند
وریشه های چادرتو
درزمستانی ترین فصل خدا یخ بسته است.
اکنون که درکرانه اندوه تو
سیاه بخت نامه هایت را ورق میزنم
شانه هایت شکسته است
گامهایت شکسته است
موهایت را خرچنگ شانه میکشد
ومن که برادرت باشم
مرگ برمن!
۲۶می ۲۰۰۹ وانشبوری
!! نوشته شده توسط میران
| 10:3 | چهارشنبه ششم خرداد 1388
•


