نفرین بر من که آدم باشم

که آدم نیستم

تا آدمییتم را

بر پیشانی معشوقم  با خریت نقاشی کنم.

 

نفرین برمن

که تخت خوابم را

به دلال  بهشت فروخته ام

تا شعر و شعورم  را

در دهلیز روسپی خانه خداوند گیتار بزنم.