سفره آیینه

 

پس از عبور ابر واره ی توهم غلیظ

به سُفره ی انار و آیینه خوش آمدی عزیز

 

میان بستر سکوت بسته ی صدای من

دو پرده بیشتر برقص، شعله شعله گل بریز

 

ببار چشمه چشمه در کویر تلخ  شعر من

که گل کند جوانه های یک تخیل لذیذ

 

دگر غرور کفشهای خسته ی تو پس از این

نمی شود اسیر جاده های تلخ و ماسه خیز

 

***

 روایت بلند ماه منفعل، مبارکت  

حضور ارجمند تو به جشنواره ی "ونیز"

 

28 اگوست 2011 گوتنبورگ