سفره آیینه
پس از عبور ابر واره ی توهم غلیظ
به سُفره ی انار و آیینه خوش آمدی عزیز
میان بستر سکوت بسته ی صدای من
دو پرده بیشتر برقص، شعله شعله گل بریز
ببار چشمه چشمه در کویر تلخ شعر من
که گل کند جوانه های یک تخیل لذیذ
دگر غرور کفشهای خسته ی تو پس از این
نمی شود اسیر جاده های تلخ و ماسه خیز
***
روایت بلند ماه منفعل، مبارکت
حضور ارجمند تو به جشنواره ی "ونیز"
28 اگوست 2011 گوتنبورگ
+ نوشته شده در سه شنبه هشتم شهریور ۱۳۹۰ ساعت 10:9 توسط هادی میران
|
ساکن سوئد هستم.